اخباررونماییعمومی

رونمایی و جشن امضا از کتاب “روزهای لاجوردی”

مراسم رونمایی و جشن امضا کتاب “روزهای لاجوردی” به قلم مریم عرفانیان، زندگی‌نامه فرمانده گردان زرهی امام سجاد(ع) و بلال شهید سید مهدی لاجوردی است که روز سه شنبه اول مهر ماه ۱۳۹۹ ساعت ۱۶ در مرکز تبادل کتاب با حضور میهمانان ویژه سردار دینی، سردار گلعلی بابای، خانواده و هم‌رزمان شهید لاجوردی و دوستداران اهل کتب شهدا برگزار گردید.

مراسم با خیر مقدم کلاته‌عربی شروع شد و ایشان در صحبت‌هایش به این اشاره کرد که نشر۲۷بعثت هرسال حدود ۳۰ جلد از زندگی‌نامه شهدای لشکر۲۷محمدرسول‌الله(ص) را در کارنامه سالانه خود دارد و کتب منتشر شده توسط این نشر دور از بزرگ‌نمایی، شعارزدگی و خیال‌پردازیاست و روایت داستانی و لحن صمیمی مبتنی بر مصاحبه‌ها و تحقیقات بر واقعیت‌های زندگی سرداران لشکر۲۷ پرداخته است.

فرج‌زاده، یکی از هم‌رزمان شهید لاجوردی در مورد کتاب گفت: این کتاب برای کسانی که داعیه لوتی‌گری دارند، بسیار خوب است. شهید لاجوردی از کسانی بود که داش‌مشتی بود و سبک و سیاق لوتی‌گری داشت. شاید اگر او به تهران می‌آمد کسی نمی‌فهمید که پاسدار است و فرمانده. شهید لاجوردی در عین حال نماز شب‌خوان بود. در تنهایی‌هایش دغدغه‌اش این بود که شهادت چه زمانی به سراغش می‌آید و شاید کسی باور نمی‌کرد که شخصی با آن روحیات این‌گونه به دنبال شهادت باشد. گلایه ما این است که چرا نوشتن چنین کتاب‌هایی در مورد این شخصیت‌ها دیر شروع شد و چرا در تهران دیوارنگاره‌ای به یاد او نداریم؟ چرا نامی از شهدایی که اطراف او بودند برده نشده است و چرا از مدافعین حرمی که از کنار این لشکر بیرون آمدند یادی نشده است؟ به نظرم جای خیلی چیزها در این کتاب خالی است که حضورشان می‌توانست نوعی تبلیغات غیرمستقیم باشد. امیدوارم این کتاب فتح بابی برای کتاب خاطرات دیگر هم‌رزمان باشد. 

گلعلی بابایی این چنین در مورد شهید لاجوردی بیان کردند: سید مهدی لاجوردی از یلان زرهی لشکر ۲۷ بود.بچه‌های زرهی در ادبیات و تاریخ جنگ مظلومند. در بخشی از کتاب شراره‌های خورشید به طلاییه و بچه‌های زرهی اشاره شده است. بعد چاپ دیدم بچه‌های سابق زرهی به طرز شدیدی از من تشکر می‌کنند که از ما هم نامی بردی چون ما اصلاً در کتابهای خاطرات نبودیم. حالا خانم عرفانیان با کتابش کاری کارستان کرد و حق بچه‌های زرهی را تا حدودی ادا کردند. اما حساب کنید شهید لاجوردی یک نفر بود و بین نیروهای زرهی بچه‌های زیادی بودند که مثل ایشان خاص هستند.

ایشان در ادامه بیان کرد: کتاب روزهای لاجوردی را هم پیش از چاپ و هم پس از چاپ خواندم. دست‌اندرکاران تولید کتاب در زمینه پژوهش سنگ تمام گذاشتند و اطلاعات درمورد شهید لاجوردی و نیروهای زرهی لازم بود را آورده اند اما گفتم این کتاب زندگی یک نفر است نه بقیه بچه های زرهی.

سردار حسین دینی، معاون هماهنگ‌کننده سپاه محمد رسول‌الله مهمان ویژه این مراسم جلسه بودند و این چنین بیان کردند: شهید لاجوردی فرمانده گردان رزمی بلال حبشی بوده است. در اوج جنگ تصمیم گرفته شد که گردانی از سربازان، بخش زرهی لشکر ۲۷ را تشکیل بدهند و برهمین اساس گردان بلال را تشکیل دادند و شهید سیدمهدی لاجوردی فرمانده‌اش شد. مدیریت و فرماندهی ایشان در خط پدافندی شلمچه باعث شد که در این منطقه به پیروزی برسیم. بسیاری از نیروها به غرب رفته بودند و به همین دلیل گردان زرهی ایشان مأموریت بسیار مهمی داشت. 

مریم عرفانیان سخنان خود را با خواندن بخشی از کتاب این چنین آغاز کرد:

اشرف، در میان اشک و آه به یاد خوابش افتاد. برادرش مهدی سر چهارراه محله‌شان ایستاده بود که یک‌دفعه دوبال بلند کنار بازویش درآمد. بال‌های سفیدش از هم باز شد و موج زد و در برابر نگاهش با نور، بالا و بالاتر رفت. آن‌قدر بالا که در آسمانِ‌لاجوردی محو شد. فاطمه خانم ساکت بود و بغضش را فرو می‌خورد. هیچ‌کدام از بچه‌هایشان یادشان نمی‌آمد او شیون و گریه کرده باشد. سیدمهدی همیشه به مادرش می‌گفت: «شهادت یک آن هستش. اگه شهید شدم، زینب‌وار باشی. رفتنمون تو این راه باخدا و بازگشتمون هم باخداست. وقتی می‌ریم، دیگه امیدی نداشته باشین و اگه دوباره برمی‌گردیم، به خاطر کم سعادتی ماست. شهادت نصیب همه نمی‌شه. باید سعادت داشته باشی تا تو راه خدا شهید بشی.»

عرفانیان در مورد روند نوشتن خود در مورد کتاب شهید لاجوردی بیان کرد که من تمام سعی خود را کردم که فقط حقیقت را منتقل کنم. به همین دلیل این کتاب برای مطالعه کسانی که می خواهند شهید لاجوردی را بشناسند مناسب است. شهید لاجوردی فردی با موهای فرفری و شلوارجین بود.اینها ثمره کار من نبوده و من به تنهایی از پس این کار بر‌نمی‌آمدم. من در روندکاریوال های زیادی داشتم که در این رابطه از محقق اینکار می‌پرسیدم و ایشان با حوصله و فراغ بال به تک‌تک سوالات ذهنی‌اش پاسخ می‌داد. اما باز هم یکسری از سوالاتم که از آقای شعبانعلی امیری داشتم بی‌جواب ماند و ایشان در سوریه به شهادت رسید و تموم جواب سوالات ذهن من بدون جواب ماند که ماند.

درپایان مراسم از کتاب “روزهای لاجوردی” رونمایی شد و تابلوی جلد کتاب با امضای سردار دینی و سردار گلعلی بابایی، خانواده شهید، هم‌رزمان، مدیر نشر۲۷، نویسنده کتاب و… به رسم یادبود امضا شد.

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 12 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن